Thursday, February 22, 2018

طرز تهیه سوپ گردن





طرز تهیه سوپ گردن

سوپ گردن گوسفندی یک سوپ فوق العاده مقوی و خوشمزه است که عاشق طعم آن خواهید شد.
میزان سرو: 8 الی 10 نفر

مواد لازم برای سوپ گردن گوسفندی :
گوشت گردن گوسفندی   500 گرم
آرد  2 قاشق سوپخوری 
ماست یک دوم پیمانه 
 زرده تخم مرغ  یک عدد
آب لیمو ترش 2 قاشق سوپخوری
نمک به مقدار لازم

مواد لازم رویه سوپ گردن گوسفندی :
 کره یک قاشق سوپخوری 
 فلفل قرمز پودر شده  یک قاشق چایخوری
نعناع خشک  یک قاشق چایخوری 

طرز تهیه سوپ گردن گوسفندی :
چربی گردن گوسفندی را بگیرید و آن را به همراه مقدار کافی آب در ظرف مناسبی روی حرارت قرار دهید. هنگام پخت، کف ایجاد شده روی سطح آب را با قاشق بردارید.
آرد، ماست، زرده تخم مرغ، نمک و آب لیمو ترش را در ظرفی جداگانه با هم به خوبی مخلوط کنید، گوشت گردن را پس از پخت، از ظرف خارج کرده و گوشت را از استخوان جدا کنید و دوباره به ظرف برگردانید. مخلوط آرد را اضافه کنید و اجازه دهید مواد حدود 8 الی 10 دقیقه بپزند تا سوپ غلظت یابد.
برای تهیه رویه، کره را در ظرف مناسبی روی حرارت گرم کنید. پودر فلفل قرمز و نعناع خشک را در کره تفت داده و سپس روی سوپ بریزید و سرو کنید.

منبع: بیتوته



The Darkest Hour - 2017




The Darkest Hour - 2017

Story
Within days of becoming Prime Minister of Great Britain, Winston Churchill (Gary Oldman) must face one of his most turbulent and defining trials: exploring a negotiated peace treaty with Nazi Germany, or standing firm to fight for the ideals, liberty and freedom of a nation. As the unstoppable Nazi forces roll across Western Europe and the threat of invasion is imminent, and with an unprepared public, a skeptical King, and his own party plotting against him, Churchill must withstand his darkest hour, rally a nation, and attempt to change the course of world history. --- Source






MIYAVI adds Europe dates for “DAY2” World Tour 2018





MIYAVI adds Europe dates for “DAY2” World Tour 2018

After bringing the news of the Japanese tour dates and the rest of Asia, MIYAVI is now embracing his European fans with five new dates that are taking place in April! Fans in Paris, London, Berlin, Warsaw, and Moscow can rejoice to see MIYAVI live soon, as these are the lucky selected countries where MIYAVI will perform.
Due to the restricted time, these will be the only tour dates in Europe, but MIYAVI promised to make it up for his next tour in Europe, rest assured!
Regarding the upcoming EU leg, I also wanna tell you that due to the short time period from the last tour and less time frame for this time, there are less cities than usual. We'll try coming back to more cities next time. Appreciate your strong support always. Thank you so much!

— MIYAVI (@MIYAVI_OFFICIAL) February 6, 2018
There will also be a presale and a 10% discount on two tickets for anyone who have supported MIYAVI through “MyMusicTaste”, so go ahead and visit the links below and press the giant “MAKE THIS CAMPAIGN”-button.

Paris: http://mmt.fans/F7ZW
London: http://mmt.fans/F7bD
Berlin: http://mmt.fans/F7hY
Warsaw: http://mmt.fans/F7Up
Moscow: http://mmt.fans/F753

“DAY2” World Tour 2018

Europe
April 19, 2018 — Paris, YOYO
April 21, 2018 — London, ULU Live
April 24, 2018 — Berlin, Kesselhaus
April 26, 2018 — Warsaw, Proxima
April 27, 2018 — Moscow, Izvestia Hall

Asia
March 30, 2018 — Seoul
April 01, 2018 — Singapore
April 03, 2018 — Taipei
April 05, 2018 — Shanghai
April 07, 2018 — Beijing
April 09, 2018 — Hong Kong

Japan
March 5, 2018 — Tokyo, Liquidroom
March 7, 2018 — Miyagi, Rensa
March 8, 2018 — Aomori, Quarter
March 10, 2018 — Hokkaido, Zepp Sapporo
March 15, 2018 — Ishikawa, EIGHT HALL
March 16, 2018 — Aichi, Diamond Hall
March 18, 2018 — Osaka, Namba Hatch
March 20, 2018 — Hiroshima, CLUB QUATTRO
March 21, 2018 — Okayama, CRAZYMAMA KINGDOM
March 24, 2018 — Fukuoka, DRUM LOGOS
March 25, 2018 — Kumamoto, B.9 V1
April 12, 2018 — Tokyo, Zepp Tokyo





عنوان ماجرایی نوآر This is the Police 2 معرفی شد




عنوان ماجرایی نوآر This is the Police 2 معرفی شد

شرکت THQ Nordic و استودیوی Weappy studio با همکاری یکدیگر ذر سال ۲۰۱۶ عنوانی را با نام This is the Police معرفی کردند که در سبک ماجرایی قرار می‌گرفت و توانست بازی‌بازان و طرفداران کم تعداد این‌ روز‌های عناوین ماجرایی را سرگرم نماید. حال، به تازگی نسخه دوم این بازی با نام This is the Police 2 معرفی شده و قرار است در سبک و سیاقی نوآر (Noir) برروی کنسول‌های پلی‌استیشن ۴، ایکس‌باکس وان، نینتندو سوییچ و پلتفرم رایانه های شخصی منتشر شود.
همان طور که می‌دانید، در بازی‌هایی با سبک ماجرایی، داستان و قدرت روایت آن تاثیر بسیاری در جدب مخاطب دارد بنابراین سازندگان بازی‌های ماجرایی باید با داستانی قدرتمند پا به میدان بگذارند. پس از تجربه تقریبا موفق This is the Police، حال، در This is the Police 2 بازی‌بازان به شهری به نام Sharpwood می‌روند. در این شهر، جمعیت کم و ناچیزی به صورت فشرده زندگی می‌کنند؛ جایی که همه مردم، یکدیگر را می‌شناسند و داد و ستدها به صورت عادلانه و جمعی در بین آن ها در طول نسل‌ها صورت می‌گیرد؛ با این حال ممکن است بعضی از آن ها به صورت وحشیانه زندگی کنند.  داستان از جایی آغاز می‌شود که قاچاقچیان، گنگ‌های خلافکاری و سیاست مدارها، تصمیم می‌گیرند این شهر کوچک را خانه خود کنند و همین موضوع سبب می‌شود تا ناامیدی به صورت آهسته به سمت شهر روانه شود.
بازی‌بازان در بازی This is the Police 2 در نقش شخصیتی به نام لیلی رید (Lilly Reed) قرار می‌گیرند که به وسیله خانم سارا همیلتون (Sarah Hamilton) صداگذاری شده است. لیلی سفر خود در بازی را از جایی آغاز می‌کند که در شهر نام برده شده، به عنوان کلانتر به کار می‌پردازد و وظیفه‌اش برقرار نظم و امنیت است. با این حال، هیچگاه اوضاع به آن خوبی که انتظار دارید پیش نمی‌رود و در مورد داستان لیلی نیز همین اتفاق رخ می‌دهد. او به تدریج احساس می‌کند که نیروهایش قابل اعتماد نیستند و به خوبی دستور نمی‌گیرند. زمانی که شخصی ناشناس و غریبه به نام Warren Nash پا به شهر می‌گذارد، همه چیز طعم و رنگ مرموزی به خود می‌گیرد و این جاست که بازی بازان و طرفداران سبک ماجرایی باید دنبال ماجرا بروند و بفهمند که آیا هدف این مرد مرموز نجات است یا تباهی.
در بازی This is the Police 2، بازی‌بازان ترکیبی از ماجراجویی و سیستم‌های مدیریتی در اختیار دارند که باید به وسیله آن ها رو به جلو حرکت کنند. در واقع بازی‌بازان باید در بازی در عین کار ماجرایی، استراتژیک باشند و به صورت تاکتیکال انتخاب‌های خود را انجام دهند. مدیریت تجهیزات و دارایی‌های درون بازی تنها یکی از کارهای مدیریتی درون بازی است و بازی‌بازان باید علاوه بر این، به مهارت‌های خود و زیردستان به عنوان یک مامور پلیس آکاه باشند. طی یک سری از چالش‌های درون بازی، بازی‌بازان باید منابع خود را به خوبی حفظ نمایند و در طول بازی مشکلات، چالش‌ها، ترس‌ها و نقاط ضعف مردم را حل نمایند.
طرفداران سبک ماجرایی قطعا دوست ندارند تا بازی This is the Police 2 را از دست بدهند. این بازی ماجرایی در سال ۲۰۱۸ برای پلتفرم‌های پلی‌استیشن ۴، ایکس‌باکس وان، نینتندو سوییچ و رایانه های شخصی منتشر خواهد شد. شما عزیزان می‌توانید تریلر معرفی این بازی را در زیر تماشا و دانلود نمایید:


منبع: گیمفا



بررسی بازی The Red Strings Club




بررسی بازی The Red Strings Club

طی چند وقت اخیر آثار مختلفی با حس و حال سایبرپانکی منتشر شده‌اند که بدون شک در راس آن‌ها فیلم Bladerunner 2049 قرار می‌گیرد؛ فیلمی که حتی اگر تمام جنبه‌هایش را کنار بگذاریم، از لحاظ بصری به معنی واقعی کلمه شگفت‌انگیز و فوق‌العاده بود و یک جهان سایبرپانکی را به زیبا‌ترین شکل ممکن به تصویر می‌کشید. حال امروز در زومجی سراغ بررسی یک بازی به نام The Red Strings Club رفته‌ایم که اثری مستقل با حجم کم‌تر از ۲۰۰ مگابایت است و با اینکه به هیچ وجه نمی‌توان از منظر بصری و توانایی به تصویر کشیدن جهانی سایبرپانک آن را با ساخته شگفت‌انگیزی چون بلیدرانر مقایسه کرد، اما The Red Strings Club هم بازی‌ای است که داستانی عالی را در چنین جهانی روایت و کاری می‌کند که تا پایان بازی، شیفته شخصیت‌های مختلفش شوید. پس با بررسی بازی The Red Strings Club همراه زومجی باشید تا بیش‌تر به نقاط قوت و ضعف این اثر بپردازیم.
بازی‌های داستان محور طی سالیان اخیر جای پای خودشان را در صنعت بازی‌سازی بسیار محکم کرده‌اند و شاهد بازی‌های زیادی بوده‌ایم که تمام تمرکز خودشان را روی روایت یک داستان غنی منعطف کرده‌اند و در این بین همین موضوع سبب شده تا برخی بازی‌ها در بخش گیم‌پلی ضربه ببینند. شاید معرفی The Red Strings Club به عنوان یک بازی داستان محور صرف کار درستی نباشد چرا که این بازی نه تنها فاقد گیم‌پلی نیست، که از قضا دقایقی که در آن‌ها در حال حل کردن یک سری معما هستید، لذت زیادی هم دارند. اما شاید بهتر باشد بگوییم که تمام بخش‌های بازی The Red Strings Club، تحت تاثیر داستان آن قرار می‌گیرند و این مساله به سبب اهمیت بالای داستان در این بازی رخ داده است. راستی اجازه بدهید قبل از هر چیزی به این موضوع اشاره کنم که اگر می‌خواهید از بازی The Red Strings Club لذت ببرید، باید دیالوگ‌های طولانی و پرجزییات آن را به دقت بخوانید تا متوجه شخصیت‌پردازی عمیق کاراکتر‌های اثر و همچنین جزییات عالی داستان آن شوید. در غیر این صورت اگر حوصله کافی به خرج ندهید و صرفا سعی کنید سریع به پایان بازی برسید، پس از تمام کردن The Red Strings Club هیچ لذت خاصی از آن در ذهن شما نقش نخواهد بست.
در واقع می‌توان The Red Strings Club را به یک جاده جنگلی زیبا تشبیه کرد که برای لذت بردن از آن، باید با سرعتی آرام و با طمانینه در مسیر حرکت کنید و اگر پای‌تان را روی پدال گاز فشار دهید و فقط بخواهید زودتر از این جاده گذر کنید، نه تنها لذتی از زیبایی‌های آن نخواهید برد که ممکن است در نهایت به دره هم سقوط کنید که در مورد بازی The Red Strings Club، به منزله زده شدن از بازی و رها کردن آن پیش از پایان اثر است. اما پس از این مقدمه نسبتا طولانی، باید اشاره کنم که داستان بازی The Red Strings Club پیرامون چند شخصیت روایت می‌شود که در راس آن‌ها، کاراکتر داناوان قرار دارد. کاراکتری که شغلش آماده کردن نوشیدنی برای مهمان‌هایش با ترکیب چند نوع نوشیدنی است و آنچه که داناوان را از بقیه متمایز می‌کند، این است که او می‌تواند با خواندن حالت روحی مخاطبش، نوشیدنی مخصوص او را آماده کند. در کنار داناوان شخصیت‌های دیگری هم در طول بازی حضور دارند که در مقاطعی کنترل آن‌ها را در دست می‌گیرید.
آنچه که داستان The Red Strings Club را به نقطه قوت اصلی آن تبدیل کرده، حس و حال مرموز و درگیر‌کننده‌ای است که در طول داستان تجربه می‌کنیم. مانند اکثر آثاری که در دنیایی سایبرپانکی و آینده روایت می‌شوند، در The Red Strings Club هم شرایط جامعه به شکلی است که ربات‌ها نقش مهمی در آن دارند و شرکت‌های مختلف در پی ساخت ربات‌های پیشرفته‌تر هستند؛ ربات‌هایی که بتوانند بهتر خصوصیات عاطفی انسان‌ها را درک کرده و حتی رفتاری شبیه به انسان‌های واقعی از خود بروز دهند. داستان بازی از جایی آغاز می‌شود که ناگهان یک ربات فوق پیشرفته که هنوز تعداد کمی از آن تولید شده است، با ظاهری درب و داغون وارد محل کار داناوان می‌شود و پس از ورود به ذهن این ربات، شخصیت‌های بازی به اهداف پلیدی که سازندگان آن‌ها دارند پی برده و تصمیم می‌گیرند به شکلی به داخل این تشکیلات نفوذ کنند.
از این جا به بعد هرچه بیش‌تر راجع به داستان بازی صحبت کنیم، بیش‌تر جزییات آن فاش خواهد شد که می‌تواند به تجربه نهایی شما ضربه بزند و به همین دلیل هم پی بردن به جزییات داستان را برعهده خودتان می‌گذاریم و بیش‌تر، راجع به کیفیت آن توضیح می‌دهم. اولین موردی که باعث جذابیت داستان The Red Strings Club می‌شود، جدی بودن آن است که از یک جهان سایبرپانکی و فلسفی هم انتظاری غیر از آن نمی‌رود. بازی حتی چندین بار مستقیما این مساله را به مخاطبش تذکر می‌دهد که نباید با آن به عنوان یک بازی ویدیویی برخورد کند و باید داستانش را جدی بگیرد. حتی پس از هر مکالمه‌ای که بین داناوان و مشتریانش رد و بدل می‌شود، یک امتحان توسط ربات مذکور از داناوان گرفته می‌شود تا میزان توجه شما به صحبت‌ها و دیالوگ‌ها سنجیده شود و در صورت موفقیت، پاداشی به‌تان تعلق بگیرد. در کنار جدی بودن، ویژگی خوب بعدی داستان بازی مرموز بودن آن است. در واقع The Red Strings Club را می‌توان شبیه به یک اثر کاراگاهی دانست که در آن، شما از طریق صحبت کردن با کاراکتر‌های مختلف به سرنخ‌های جالبی پی می‌برید و همین باعث می‌شود تا قطعات گم‌شده پازل داستانی بازی را یک به یک پیدا کنید و در نتیجه بتوانید به راز نهایی بازی پی ببرید. البته همه چیز به همین سادگی هم نیست و در حین مکالمات، باید دقت زیادی در انتخاب‌هایتان داشته باشید و حتی نوشیدنی برای فرد مقابل آماده کنید که بتواند او را در حالت روحی مناسب برای پاسخ دادن به سوال مورد نظر شما قرار دهد. چنین جزییات ریزی یک حس کاراگاهی و معمایی جالب به بازی بخشیده‌اند که باعث می‌شود با وجود دیالوگ‌های طولانی تا انتها بازی را با هیجان دنبال کنید.
البته داستان بازی بخش زیادی از کیفیت خودش را هم مدیون کاراکتر‌هایی است که سازندگان برای The Red Strings Club خلق کرده‌اند. به جرات می‌توان گفت که تمام کاراکتر‌های بازی، از شخصیت‌های اصلی و قابل کنترل گرفته تا شخصیت‌هایی که مثلا به عنوان مشتری به داناوان مراجعه می‌کنند یا به شکلی در دنیای بازی حضور دارند، همگی شخصیت‌پردازی فوق‌العاده‌ای دارند و همین امر باعث می‌شود تا احساساتی چون همذات‌پنداری، ترحم و حتی نفرت نسبت به برخی کاراکتر‌ها در گیمر برانگیخته شود و این هم عامل دیگری است که داستان بازی، بتواند جذابیتش را تا انتها حفظ کرده و در نهایت هم با یک پایان‌بندی خیلی خوب، همه چیز را به پایان برساند. پس در مجموع می‌توان گفت که The Red Strings Club از حیث داستانی، در سطح بسیار بالایی قرار دارد و روایتی که تقدیم مخاطب می‌کند، پتانسیل این را دارد که برای مدت‌ها از خاطرتان فراموش نشود. البته به این شرط که برای لذت بردن از آن عجله‌ای نداشته باشید و با صبر و حوصله با روایت بازی همراه شوید.
با اینکه داستان باعث شده تا The Red Strings Club به اثری لذت‌بخش تبدیل شود و حس و حالی یک کتاب عالی با شخصیت‌های غنی را داشته باشد، اما این بازی در زمینه گیم‌پلی هم حرف‌هایی برای گفتن دارد. مهم‌ترین نقش گیم‌پلی در بازی، به انتخاب‌هایی که در دیالوگ‌ها انجام می‌دهید و می‌توانند تاثیر مهمی هم روی روند و پیشبرد داستان بازی داشته باشند مربوط می‌شود اما در کنار این، یک سری المان دیگر هم شبیه به مینی گیم‌ها در بازی وجود دارند. بدون شک مهم‌ترین المان گیم‌پلی بازی از این جنس مربوط به ساخت نوشیدنی می‌شود. در این بخش شما باید سعی کنید بسته به حالت روحی فرد مقابل و حالتی که می‌خواهید او در آن قرار داشته باشد تا بتواند به شکل درستی به سوال‌های شما پاسخ دهد، نوشیدنی‌های مختلف را با هم ترکیب کرده و محصول نهایی را آماده کنید. این بخش از بازی حسی شبیه به یک پازل خوش ساخت را دارد و دقایقی لذت‌بخش را تقدیم‌تان می‌کند. همچنین به مرور زمان بیش‌تر شدن نوشیدنی‌ها و پیشرفت نحوه آماده‌سازی آن‌ها، چالش‌های جدیدی را هم پیش روی‌تان قرار می‌دهد که تنوع خوبی به بازی می‌بخشد. در کنار این بخش‌های دیگری مثل ساخت و انتخاب درست چیپ هم وجود دارد که گیم‌پلی این بخش‌ها، شبیه به سفالگری است و آن هم جذابیت خوبی دارد.
اما اصلی‌ترین مشکل گیم‌پلی بازی مخصوصا در بخش همان مینی‌گیم‌ها، مربوط به کنترل نامناسب The Red Strings Club می‌شود. این مساله زمانی آزاردهنده می‌شود که بدانیم گاهی کوچک‌ترین جزییات هم می‌توانند در گیم‌پلی تاثیر داشته باشند و مثلا در همان حالت سفالگری‌مانند که اشاره کردیم، باید با انتخاب ابزار مناسب قطعه را به شکل درستی دربیاورید و کنترل‌های خشک بازی با استفاده از ماوس در این بخش باعث می‌شوند تا مثلا بعضی اوقات در آخرین مرحله و ریز‌ترین قسمت از شکل دادن قطعه، ناگهان ابزار به قسمت نامناسبی برخورد کرده و کل کارتان خراب شود. این مساله در بخش درست کردن نوشیدنی هم صدق می‌کند و گاهی ممکن است نوشیدنی که درست کرده‌اید به جای لیوان روی میز ریخته شود و حال باید کلی ترکیب مختلف را از نو آماده کنید! مشکل بعدی بازی هم کوتاه بودن آن است و با در نظر گرفتن اینکه تمام دیالوگ‌های بازی را با حوصله بخوانید هم نهایتا بازی چیزی بیش‌تر از چهار ساعت طول نخواهد کشید. با این حال با وجود این ضعف‌ها، گیم‌پلی بازی هم نه در حد داستان آن ولی در حد خودش کیفیت خوب و راضی‌کننده‌ای دارد و در لابه‌لای روایت داستان بازی تنوع خوبی در آن ایجاد می‌کند.
معمولا وقتی صحبت از یک جهان سایبرپانک می‌شود، انتظار دیدن اثری را داریم که از حیث بصری بتواند گیرا و جذاب باشد و یک دنیای بنا شده در آینده را به شکلی قابل باور به تصویر بکشد. با این حال شاید چنین انتظاراتی از یک بازی با حجم کم‌تر از ۲۰۰ مگابایت درست نباشد ولی خب این به منزله بد بودن جلوه‌های بصری The Red Strings Club هم نیست. بلکه گرافیک پیکسلی این بازی شاید از بعد فنی حرف خاصی برای گفتن نداشته باشد، اما از نظر هنری کیفیت مناسبی دارد و سازندگان توانسته‌اند شخصیت‌ها و محیط‌های هرچند محدود بازی را به شکل خوبی طراحی کرده و به تصویر بکشند و آن‌ها را با موسیقی نسبتا خوبی هم همراه کنند.
در مجموع با اینکه بازی The Red Strings Club در برخی زمینه‌ها مشکلاتی جزئی دارد، اما به سبب روایت یک داستان عالی و تقریبا بی‌نقص و گیم‌پلی سرگرم‌کننده، اثری است که می‌توان به عنوان یک تجربه چند ساعته و کوتاه لذت‌بخش باشد و برای مدتی طولانی‌تر هم شما را به فکر فرو ببرد.

منبع: زومجی



تغییرات فونت وبلاگ





تغییرات فونت وبلاگ

خب همون طور که این چند روز دیدین، یه خورده به مشکل برخوردم.
وقتی یه متن رو با فونت Tahoma می‌فرستم، تغییر می‌کنه.
این مطالبی که الان دارین با این فونت Tahoma می‌بینین، مطالبی هست که این چند وقت به صورت زمان‌بندی شده درست کردم و داره ارسال میشه.
برای همین همه‌ی مطالب جدید، فونت‌شون عوض شده.
توو لیست فونت‌های بلاگر رو نگاه کردم، دیدم اثری از ‌ Tahoma نیست.
برای همین، دارم از فونت Times New Roman استفاده می‌کنم.
ولی خودم Tahoma رو بیشتر دوست داشتم.
(برای وبلاگ و اینترنت.)
قالب وبلاگ رو هم یه چند روزی هست که عوض کردم.
تم سبز رنگ گذاشتم.
یه سری RSS از سایت‌ها به کنار وبلاگ اضافه کردم.
از این یه کار خیلی خوشم اومد. :D
باید به این فونت عادت بکنم.
هی روزگار ...




اهدا یک میلیون پوند به صندوق «برابری و عدالت» بریتانیا



اهدا یک میلیون پوند به صندوق «برابری و عدالت» بریتانیا

«اما واتسون»، بازیگر و فعال اجتماعی بریتانیایی تبار به کارزار پایان دادن به آزار جنسی در انگلستان یک میلیون پوند اهدا کرد.
هنرپیشه های دیگری چون «کیرا نایتلی»، «اما تامپسون»، و «تام هیدلستون» نیز به او پیوسته اند و بین پانصد پوند تا ده هزار پوند به صندوق «برابری و عدالت» بریتانیا کمک کرده اند.
صندوق «برابری و عدالت» بریتانیا توسط تعدادی از ستاره های مشهور سینما و به منظور مقابله با آزار و خشونت راه اندازی شده است و قصد دارد از طریق کمک های مردمی، دو ملیون پوند پول جمع آوری کند.
راه اندازی صندوق «برابری و عدالت» بریتانیا، واکنش چهره های انگلیسی به آزارهای جنسی هالیوود است و با الهام از کارزار «تایمز آپ» آمریکا کار خود را آغاز کرد.
«اما واتسون» در گفتگو با روزنامه انگلیسی «آبزرور» می گوید مشکل آزار و اذیت ریشه در ساختار جامعه دارد و برای مقابله با این فرهنگ اشتباه باید تلاش های بیشتری صورت بگیرد.
چندی پیش، ۱۹۰ چهره سینمایی از بریتانیا و ایرلند در نامه ای سرگشاده خواستار پایان دادن به آزار جنسی و نابرابری در محیط کار شدند. آنها می گویند می خواهند برای حمایت از همکاران آمریکایی خود در مراسم اهدای جوایز سینمایی «بفتا» مشکی بپوشند.
چهره های سینمای بریتانیا در این نامه با اشاره به آمار آزار جنسی در انگلستان می گویند بیش از نیمی از زنان و نزدیک به دو سوم زنان بین هجده تا بیست و چهار سال، آزار جنسی در محیط کار را تجربه کرده اند و نباید گذاشت این مسأله در جامعه جا بیفتد.

منبع: @CinemaAW


Death penalty sought for Peruvian man charged with string of six slayings in Saitama




Death penalty sought for Peruvian man charged with string of six slayings in Saitama

SAITAMA – Prosecutors on Monday demanded the death penalty for a 32-year-old Peruvian man accused of killing six people, including two girls, after breaking into their suburban homes north of Tokyo in 2015.
Lawyers defending Vayron Jonathan Nakada Ludena at the Saitama District Court argue he is not mentally fit to stand trial.
Nakada Ludena broke into three homes in Kumagaya, Saitama Prefecture, in September 2015 to steal money and valuable items and killed the occupants, according to the indictment.
The victims were Minoru Tasaki, 55, his wife, Misae, 53, Kazuyo Shiraishi, 84, and 41-year-old Miwako Kato and her two daughters, 10-year-old Misaki and 7-year-old Haruka.
Nakada Ludena was arrested on Oct. 8 the same year in connection with the deaths of the Tasakis, after being hospitalized following his plunge from a second-floor window at Kato’s home on Sept. 16. Police subsequently served him with further arrest warrants related to the other victims.
Prosecutors said his actions were “extremely cruel and merciless” and “it can be rationally surmised that he broke into the houses to steal money and goods and killed to eliminate obstacles.”
“The defendant hasn’t shown regret or even the least sense of propriety. This makes me furious,” Kato’s 45-year-old husband said at the trial.




فداکاری مادربزرگ ۷۶ ساله




فداکاری مادربزرگ ۷۶ ساله برای نوه معلولش

هیچ کاری نیست که این پیرزن ۷۶ ساله برای تحصیل و آموزش نوه معلولش نکند. این زن سالخورده که «شی یوینگ» نام دارد چهار سال است که هر روز ویلچر نوه معلولش جیانگ را از مدرسه تا خانه و بالعکس هل می‌دهد و قصد دارد تا زمانی که زنده است این کار را ادامه دهد.
جیانگ که اکنون ۹ سال دارد در دو سالگی دچار فلج مغزی شده و والدینش دو سال بعد از هم جدا شدند. مادرش چند بار ازدواج کرد و پدرش برای کار به گویلین رفت تا بتواند به پسرش کمک کند و هزینه‌های درمان او را پردخت کند؛ بنابراین مراقبت از او برعهده مادربزرگش قرار گرفت.
مادربزرگ نه تنها چند بار در روز ویلچر این پسر را در مسیر مدرسه هل می‌دهد بلکه بدنش را ماساژ می‌دهد، داروهای گیاهی به او می‌دهد تا بیماریش خوب شود و به او کمک می‌کند تا راه رود. مدرسه جیانگ ۳ کیلومتر با خانه شان فاصله دارد، اما این زن ۷۶ ساله مجبور است ۸ بار در روز این مسیر را برود. او باید صبح و عصر جیانگ را به مدرسه ببرد و عصر و شب او را از مدرسه برگرداند. یعنی روزانه ۲۴ کیلومتر طی می‌کند و نیمی از آن را در حال هل دادن ویلچر است. اما شکایت نمی‌کند.
جیانگ با کمک مادربزرگش پیشرفت قابل توجهی داشته و یاد گرفته بایستد و حتی فواصل کوتاه را با حمایت راه برود. او هنوز در گرفتن خودکار در دستش مشکل دارد، اما پسر باهوشی است و علاقه زیادی به ریاضیات دارد. این مادربزرگ فداکار برای پیشرفت و تحصیل نوه اش از هیچ چیز دریغ نمی‌کند.

منبع: بیتوته




متن آهنگ «عذابم نده» - آرمین مرسی




متن آهنگ «عذابم نده» - آرمین مرسی

بیا دستمو بگیر که حال من بده پیش من بمون عذابم نده
بی تو خستم از همه اینم حالو روزم که بی تو میشکنه
مگه میشه بگذره از تو دل بکنه
برگرد دیوونه بیا من بی تو من میمیرم
از دست همه از خودم دلگیرم
عطر تو هنوز میپیچه توو خونه
نیستی دل من بد جور داغونه
دیوونه بیا بی تو من میمیرم
از دست همه از خودم دلگیرم
عطر تو هنوز میپیچه توو خونه
از دست همه
نیستی دل من
دل دادمو حسمو از توو چشمام بخون
باز عشقمو رد نکن تو پیش من بمون
من سختمه بهت بگم که نمیخوام تو رو
تو رد نشو از دلم از کنارم نرو
از کنارم نرو
برگرد دیوونه بیا من بی تو من میمیرم
از دست همه از خودم دلگیرم
عطر تو هنوز میپیچه توو خونه
نیستی دل من بد جور داغونه
دیوونه بیا بی تو من میمیرم
از دست همه از خودم دلگیرم
عطر تو هنوز میپیچه توو خونه

***




طرز تهیه سوپ گردن

طرز تهیه سوپ گردن سوپ گردن گوسفندی یک سوپ فوق العاده مقوی و خوشمزه است که عاشق طعم آن خواهید شد. میزان سرو: 8 الی 10 نفر ...